مرتضى مطهرى
102
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
كسى در شعر مىخواهد نوآور باشد ، كسى در هنر مىخواهد نوآور باشد ، كسى در فلسفه مىخواهد نوآور باشد . اين مانعى ندارد ولى در دين ، نوآورى معنى ندارد چون آورندهء دين ، ما نيستيم . حتى امام هم آورندهء دين نيست . امام وصىّ پيغمبر و خزانهء علم اوست . آنچه كه پيغمبر گفته است [ او بيان مىكند ] . خود پيغمبر هم آورندهء دين نيست . خدا به وسيلهء مَلَك و گاهى بدون وسيلهء ملك دين را به پيغمبر وحى مىكند ، پيغمبر به مردم ابلاغ مىكند و همهاش را يك جا براى امام بيان مىكند . آورندهء دين حتى پيغمبر هم نيست . در دين نوآورى غلط است ، بدعت است و حرام . بله ، نو استنباط كردن درست است كه آن نوآورى نيست . اخباريين اجتهاد را خيال مىكنند نوآورى است ، مىگويند اجتهادها همه بدعت است . اشتباه مىكنند . اجتهاد يعنى حُسن استنباط . ممكن است مجتهدى مطلبى را از نو استنباط كند كه قبلًا خود او يا ديگران جور ديگر استنباط مىكردهاند . اين ، مسألهء استنباط است نه آورندگى . امروز ، مطلق نوآورى را « بدعت » مىنامند و از بدعت حمايت مىكنند و مثلًا مىگويند فلان كس بدعتآور است . ولى ما نبايد اشتباه كنيم . اصلًا اين اصطلاح غلط است . در ميان ما از قديم « بدعت » يعنى نوآورى در دين ، ادْخالُ فِى الدّينِ ما لَيْسَ فِى الدّين . نبايد چيز ديگر را « بدعت » بناميم ، بعد كم كم بگوييم پس بدعت اشكالى ندارد . خواستم اين را بگويم تا بعضى از جوانها اشتباه نكنند . اگر امروز نوآورى را « بدعت » مىگويند ، اين بدعت اگر در مسائل هنرى ، شعرى ، فلسفى يا علمى است نه فقط عيب نيست بلكه كمال است ولى در دين ، آن هم به معنى آوردن نه به معنى اجتهاد ، يعنى چيزى را كه در دين نيست از خود جعل كردن ، در حد بزرگترين گناهان است . حتى حديث است : مَنْ زارَ مُبْدِعاً ( مُبْتَدِعاً ) فَقَدْ خَرَّبَ الدّينَ « 1 » . اگر كسى به ديدن يك اهل بدعت برود ، دين را خراب كرده است . يعنى اگر كسى بدعتى در دين ايجاد مىكند ، بر ديگران حرام است كه با او ديد و بازديد كنند . ديد و بازديد هم حرام است .
--> ( 1 ) كافى ، ج 1 / ص 54 با اندكى اختلاف .